به سلامتی آرزو های بر باد رفته..... | |
به یاد تمام دوستان از دست رفته ام. به یاد تمام خاطراتی که هر ثانیه همراهمه. به یاد روزهایی که خنده هنوز بر لبهایم بود. به یاد روزهای کودکی هیچ غم و قصه ای نداشتم. به یاد روزی که عاشق شدم. و به خاطر کسی که هیچ وقت فراموشش نمی کنم می نوشم............. نووووووووووووووووووش بهسلامتی اون روزگاری که روزگارش گذشته دیگه... به سلامتی همه اونای که تلخ میخورن و شیرین سخن میگن
به سلامتی شمع که تااخرش به پات میسوزه به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!که یه تنه یه اتوبان رو حریفه... به سلامتی درخت! به خاطرِ سایش
به سلامتی راه که آخرش معلوم نیست به کجا میره
به سلامتی دوست که دوسش دارم
به سلامتی پیاز که چشم همه براش گریونه
به سلامتی زغال که با همه ی سیاهیش رنگ عوض نمیکنه!
به سلامتی پل که وقتی بارون میاد میریم زیرش تا خیس نشیم
به سلامتی همه اونهایی که امسال کنار سفره هفت سینشان جای یه نفر خالی
به سلامتی سلامتی که هیچ کس به خود سلامتی اش توجه نمی کنه !
به سلامتی بید که یه عمریه تنها بید !
به سلامتی برف، نه به خاطر سفید بودنش...به خاطر اینکه سیاهی ها را هم می پوشونه
سلامتی بچه هایی که توی همه ی چیزهای دنیا فقط آرزو دارن و حسرت
به سلامتی دریا که غم تمام ماهی های کوچولو رو با ابش میبره
به سلامتی دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش، واسه اینکه هیچوقت پشتِ آدم روخالی نمیکنه به سلامتی دریا! نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یکرنگیش. به سلامتی سایه! که هیچوقت آدم رو تنها نمیذاره. به سلامتی پرچم ایران! که سهرنگه، تخممرغ! که دورنگه، رفیق! که یهرنگه. به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن، دوسمون دارن و نمیدونیم. به سلامتی نهنگ! که گندهلات دریاست. به سلامتی زنجیر! نه به خاطر اینکه درازه، به خاطر اینکه به هم پیوستس. به سلامتی خیار! نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش. به سلامتی شلغم! نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش. به سلامتی کرم خاکی! نه به خاطر کرمبودنش،به خاطر خاکیبودنش به سلامتی پل عابر پیاده! که هم مردا از روش رد میشن هم نامردا ! به سلامتی برف! که هم روش سفیده هم توش. به سلامتی رودخونه! که اونجا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن. به سلامتی گاو! که نمیگه من، میگه ما.به سلامتی دریا! که ماهی گندیدههاشو دور نمیریزه. به سلامتی اون که همیشه راستشو میگه. به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو میگیره دورش. به سلامتی بیل!که هرچه قدر بره تو خاک، بازم برّاقتر میشه.به سلامتی دریا!که قربونیاشو پس میآره.به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!که یه تنه یه اتوبان رو حریفه.به سلامتی عقرب!که به خواری تن نمیده.(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش میره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش میکُشه که کسی نالههاشو نشنوه) به سلامتی سرنوشت!که نمیشه اونو از "سر" نوشت به سلامتی سیم خاردار!که پشت و رو نداره به
سلامتی ارزو های بر باد رفته،دوستان فراموشکار، دیواری که ریخت، درختی که
خشک شد، دریایی که به مارسید کویرشد، سایه ای که شومی شو انداخت رو ما،
پرچمی که از صلح، جور ساخت. و.....
دیگه امیدی نیست..... |